CALLIOPE احمدی نژاد وزیر احمدی نژاد خبر

CALLIOPE: احمدی نژاد وزیر احمدی نژاد خبر سیاسی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری دایناسورها و پرهای آنها

جدی ترین نقد حسین نصر در دین و نظم محیط زیست به نظریه تکامل، حول دو محور می گردد:۱ انکار غایت گرایی زیستی و تسری تصور مکانیکی به عالم حیات. هر دو اتهام البته از

دایناسورها و پرهای آنها

دایناسورها و پرهای آنها

عبارات مهم : دندان

جدی ترین نقد حسین نصر در دین و نظم محیط زیست به نظریه تکامل، حول دو محور می گردد:۱ انکار غایت گرایی زیستی و تسری تصور مکانیکی به عالم حیات. هر دو اتهام البته از دید زیست شناسی نوین کرامتی است باعث حشمت و تمکین؛ ولی نصر دست به دامن مدعیاتی دیگر نیز می شود تا تکامل را مبحثی غیرعلمی و پرچم دار ایدئولوژی بی خدایی نشان دهد.

دوراهی مردود
او در یادداشت های مربوط به فصل چهارم دین و نظم طبیعت، «خصمانه ترین شکل الحاد مورد تأیید علم» را برخاسته از زیست شناسی تکاملی می شمرد و شاهد را از مقایسه «کسی چون استفان هاوکینز (Stephen Hawkins) [کذا فی المتن] و ریچارد داوکینز (Richard Dawkins)» می آورد. این افتراق میان نظریه تکامل و خداباوری که وجه اتفاق نصر و داوکینز هست، به نظر بسیاری زیست شناسان و فیلسوفان دیگر، حتی فیلسوف خداناباوری مثل الیوت سوبر، دوراهی مردود برخاسته از کژفهمی است۲. بعضی تفسیرهای دیگر نصر از آرای داروین نیز همچنان نشان دهنده فهم سطحی نصر از عنوان هست. به عنوان نمونه نصر در دین و نظم محیط زیست می گوید توصیف تکاملی «سلسله مراتب طولی زنجیره حیات یا سلسله وجود را که طبق معمول به صورت «مکانی» -یعنی به صورتی هر لحظه حاضر- تلقی می شد، به سلسله ای زمانی و افقی مبدل ساخت». گرچه پیش از داروین نوعی سلسله مراتب طولی زنجیره حیات در ذهن طبیعی دانان وجود داشت، ولی این برداشت که نظریه داروین نردبان حیات را در محور وقت بازآرایی کرده، یکی از بااهمیت ترین کژفهمی های مرسوم راجع به نظریه تکامل است۳.

دایناسورها و پرهای آنها

پارادوکس زنون-نصر
نصر که تحصیلات خود را از رشته زمین شناسی شروع کرده، مدعی است نظریه تکامل و اشتباهات علمی آن را به خوبی می شناسد. در همین کتاب، او اذعان می کند هدفش «ارائه نقدی مابعدالطبیعی، دینی، منطقی یا حتی علمی راجع به نظریه تکامل نیست»، ولی بی درنگ از «بی معنایی [نامعقولیت] مابعدالطبیعی منطقی» این نظریه و نیز از «حجم وسیع شواهد دیرین شناختی حاکی از ظهور دفعی انواع مختلف» سخن می گوید. به جز نصر، بسیاری دیگر از منتقدان نظریه تکامل نیز ادعا کرده اند آنچه در سنگواره ها یافت شده است هست، در نظر ایشان هرگز نشان دهنده توالی تغییرات تدریجی نیست۴. این گروه از منتقدان نظریه تکامل، هر لحظه بر تفاوت های ریز و درشت میان جانداران متفاوت دست می گذارند، به خصوص بر سنگواره هایی که تصور می شود خویشاوند موجودات امروزی باشند و ادعا می کنند: «این تفاوت ها نمی تواند به صورت تدریجی عوض کردن کرده باشد». در حقیقت کسانی مثل نصر که بر «حجم وسیع شواهد دیرین شناختی حاکی از ظهور دفعی انواع مختلف» احتجاج می کنند، نسخه نوینی از پارادوکس های زنون الئایی را در کار کرده اند. همان گونه که زنون استدلال می کرد آشیل بادپا در مسابقه با لاک پشت هرگز به رقیب کندپای خود نمی رسد، منتقدان نظریه تکامل می گویند «فلان سنگواره به قدری با فلان جانوران امروزی تفاوت دارد که نمی تواند در تغییرات تکاملی به آن برسد». راحت ترین جواب به این انتقاد، شبیه همان پاسخی است که به پارادوکس آشیل و لاک پشت داده می شود: بعضی زنجیره های نامتناهی که به صفر میل می کنند، مجموع متناهی دارند؛ بنابراین نه تنها آشیل می تواند در زمانی متناهی به لاک پشت برسد، بلکه موجودات زنده امروزی نیز می توانند از نسل موجودات متفاوتی در گذشته تکامل یافته باشند. توصیه مهمی که در نسخه تکاملی پارادوکس زنون (بهتر است بگوییم پارادوکس زنون-نصر) نباید فراموش شود، اینجاست که تمام تجلیات رنگارنگ و چندبُعدی حیات، تبلوری از توالی خطی اسیدهای هسته ای (DNA و RNA) هست؛ بنابراین تفاوت های ریز و درشت میان جانداران مختلف، قابل تحویل به تفاوت هایی در توالی رمزگان وراثتی آنهاست و هنگامی که این تفاوت را اندازه می گیریم، متوجه می شویم تفاوت بعضی گونه های ظاهرا متفاوت با یکدیگر بسیار اندک هست. این یعنی در زمانی متناهی، جهش های بختانه در کنار گزینش طبیعی (که به صورت غیربختانه بعضی جهش ها را از بین بردن و بعضی را حفظ می کند)، می توانند چنین تفاوتی بیافرینند و ژنومی را به ژنوم دیگر تبدیل کنند. اگر بپذیریم ساختار ژنتیک همه جانداران گذشته زمین نیز احتمالا شبیه جانداران امروزی بوده، طبیعی است که بتوان جهت مثال ادعا کرد پرندگان بی دندان امروزی از نسل نیایی تکامل یافته اند که دندان داشته هست، به خصوص اگر بدانیم ژن های رمزکننده ساختمان دندان همچنان در ژنوم پرندگان وجود دارد؛ ولی چون توالی راه انداز این ژن ها خاموش هست، پرنده های امروزی بی دندان شده است اند. این حقیقت به علاوه نشان می دهد روند تکامل، همواره از طریق کمترین تغییرات ژنتیک انجام شده است و به عنوان نمونه جهت اینکه نیای دندان دار پرندگان در تکامل بی دندان شود، راحت ترین جهش ممکن (خاموش شدن توالی راه انداز) کافی بوده هست؛ ولی آیا می توان به همین شیوه استدلال کرد که پرندگان از نسل موجوداتی با ظاهر کاملا متفاوت تکامل یافته اند؟

پدربزرگ پردار و پیش از او
آرکیوپ تریکس (Archaeopteryx) پرنده سنگواره ای است که در سال ۱۸۶۰ کشف شد و به خاطر داشتن بال هایی با سه انگشت پنجه دار، دم بلند سوسمارمانند و آرواره ای دندان دار، به عنوان ابتدایی ترین پرنده و شاهد تکامل پرنده ها از نسل دایناسورها معرفی شد. در دهه های نهایی سده بیستم، مخالفان نظریه تکامل ادعا کردند آرکیوپ تریکس فاصله ریخت شناختی زیادی با هر دو دسته دارد و نمی تواند خویشاوند هیچ کدام باشد. دیدیم که دست کم از نظر ژنتیک تغییرات بسیار جزئی در ژنوم آرکیوپ تریکس می تواند به تکامل پرندگان بی دندان منتهی شود، ولی با توجه به اینکه تقریبا راجع به ساختار ژنوم دایناسورها هیچ نمی دانیم۵، راجع به ارتباط ریخت شناسی آرکیوپ تریکس و دایناسورها چه می توان گفت؟ در پاسخ به این ادعا، مقاله پژوهشی جالب ریخت شناختی آرکیوپ تریکس را با دایناسورهایی که نوعا خویشاوندان این پرنده شمرده می شوند، مقایسه و روند انباشت این یافته های سنگواره ای را نیز در دهه های ۱۹۲۰ تا ۲۰۱۰ میلادی بررسی كرد. این مقاله با استفاده از مقایسه های ریخت شناختی موردعلاقه مخالفان نظریه تکامل ولی با اتکا به داده های یافت شده است در دهه های اخیر، نشان داد در دهه های آغازین سده بیستم، انواع کشف شده است دایناسورها آن قدر نادر بودند که فاصله ریخت شناختی زیادی بین آرکیوپ تریکس و دایناسورها به چشم بیاید، ولی تا ۲۰۱۰، آن قدر انواع متفاوت دایناسورهای ریزودرشت کشف شدند که بتوان سیر تکامل آرکیوپ تریکس از دایناسورهای متعارف را قدم به قدم در این سنگواره های نویافته تماشا کرد۶. علی رغم ادعای حسین نصر و خلقت گرایان مسیحی، این یافته های دیرینه شناختی حاکی از ظهور دفعی گونه ها نیست؛ بلکه مسیر تغییرات تکاملی به قدری کامل کشف شده است که در عمل عبارت هایی مثل «حلقه گمشده»۷ از‌بین‌برده‌شده شده است اند.

تکامل عضو نامربوط
اما فنی ترین نقدی که نصر به نظریه تکامل ارائه می کند، مربوط به پیدایش سازگاری هایی از قبیل بال پرندگان است که تنها در حالت کامل می تواند جهت پرواز استفاده شود، ولی مهم است که از صورتی ابتدایی تر تکامل یافته باشد که به درد پرواز نمی خورد: «وقتی شما پرنده ای را در حال پرواز می بینید، هیچ منطقی جهت این فرض وجود ندارد که بال به تدریج از یک عضو نامربوط به پرواز ایجاد شده است باشد»۸. این همان پرسشی است که جرج میوارت، زیست شناس معاصر داروین و منتقد نظریه گزینش طبیعی، طرح کرده بود. میوارت مثل داروین قائل به تکامل بود، منتها با سازوکار گزینش طبیعی موافق نبود. پاسخ های نظری محکمی در 60 سال اخیر به این اشکال داده شده است که از همه جامع تر، پاسخ گولد و وربا بود که نشان دادند سازگاری های تکاملی، می توانند بعد از اینکه جهت مقصود خاصی گزینش شدند و توسعه یافتند، در ترکیب با سازگاری های دیگر یا شرایط جدید، نقش های تازه ای بپذیرند۹. بال پرندگان نمونه خوبی از اندام هایی است که به قول نصر از «عضوی نامربوط» تکامل یافته، ولی به رغم نصر و هم فکران او، منطقی نیرومند این فرایند را تشریح و توجیه می کند. نمونه مشهور دیگری که ساختاری پیچیده از تکامل و پیوستگی اجزای نامربوط متفاوت تکامل یافته، تاژک باکتری هاست. در تاژک باکتری ها بیش از 20 نوع پروتئین متفاوت وجود دارد که ظاهرا بدون بعضی از آنها، تاژک کاملا غیرفعال و بی فایده هست. اغلب منتقدان تکامل می پرسند چگونه ممکن است 20 نوع پروتئین متفاوت هم وقت جهش یافته و مورد گزینش طبیعی قرار گیرند، درحالی که اگر 19 تای آنها جهش می یافتند و یکی که مهم تر بود، جهش نمی یافت، تاژکی غیرفعال و بی فایده به وجود می آمد که نمی توانست مورد گزینش طبیعی قرار بگیرد. در پاسخ باید گفت اولا همه پروتئین های تاژک جهت عملکرد آن مهم نیستند و از بین بردن بعضی از آنها، تنها عملکرد تاژک را کم کردن می دهد و البته بعضی جهش های دیگر هم هستند که ممکن است عملکرد تاژک را از حالت طبیعی فعلی حتی اصلاح دهند. بنابراین ساختار تاژک در باکتری ها حتی در حالت کاملا بهینه هم نیست، بلکه در شرایطی «نسبتا بهینه» قرار دارد، ولی مهم تر اینکه ساختار تقریبا تمام پروتئین های تاژک، مشابه پروتئین های مستقلی است که خارج از تاژک عملکردی منفرد و طبیعی دارند؛ به عنوان نمونه به نظر می رسد قسمت حرکت دهنده تاژک نوعی پمپ پروتئینی مخصوص جابه جایی یون است که پیش از پذیرفتن نقش حرکتی در تاژک، به عنوان ساختار جابه جاکننده یون ها (از خلال غشای یاخته) مورد گزینش طبیعی قرار گرفته و تکامل یافته هست. درست مثل ماجرای باکتری که پمپ های پروتئینی سر از ساختار تاژک درآوردند، به کمک دایناسورهای پرداری که در همین دو، سه دهه اخیر کشف شدند، می دانیم بال نیز در حقیقت از عضوی نامربوط (دست) در بدن دایناسورها تکامل یافته هست؛ دایناسورهایی با جثه های مختلف، از نیم متری تا ۱۰ متری که بدنی پوشیده از پر داشتند؛ پرها در بعضی نمونه ها، تنها به کار گرم نگاه داشتن سطح بدن می آمد و در بعضی به شکل شاه پرهایی بلند از اطراف دم و پشت دست ها روییده بودند. این شاه پرها به دستان دایناسورها ظاهری شبیه بال پرندگان امروزی می داد؛ ولی ساختارشان کاملا غیرِآيرودینامیک است و به درد پریدن نمی خورد. پرهای این دایناسورها نشان می دهد شاه پرهای غیرپروازی به مقصود دیگری جز پرواز، ازجمله جلب توجه جنس مخالف جهت جفت یابی، مورد گزینش طبیعی قرار گرفته اند. گام آخر پیدایش بال های پروازی تنها تغییری جزئی در نسبت و ابعاد پرها بوده تا بال های نمایشی، به ابزاری تکامل یابند که علاوه بر جلب نظر، به کار پریدن نیز می آید۱۰.

پي نوشت ها:
1- pp. 144-146 and 160, in Seyyed Hossein Nasr, (1996), Religion and the Order of Nature, The 1994 Cadbury Lectures at the University of Birmingham, Oxford University Press.
این کتاب با عنوان دین و نظم طبیعت، به ترجمه اگر خدا بخواهد رحمتی در سال ۱۳۸۵ از سوی نشر نی انتشار یافته هست. صفحات ۱۹۳-۱۹۵ و ۴۴۲ را ببینید.
2- p. 112 and 178, in Elliott Sober, (2008), Evidence and Evolution, the Logic Behind the Science,
Cambridge University Press.
Michael Ruse, (2000), Can a Darwinian Be a
Christian?, Cambridge University Press.
در مورد آرای مسلمانان موافق تکامل نگاه کنید به عرفان خسروی و سیاوش تفضلی، (۱۳۹۰)، مقام زیست شناسی فرگشتی و منتقدان آنها، (صص. ۱۶۶-۱۵۳) در جمشید درویش (ویراستار)، مجموعه مقالات همایش تاریخ، فلسفه و منطق زیست شناسی ایران، دانشگاه فردوسی مشهد. همچنین به صص. ۲-۷ (مقدمه ویراستار علمی)، عرفان خسروی، (۱۳۹۴)، دایره المعارف مصور آفرینش، نشر سایان.
۳ – عرفان خسروی، (۱۳۹۳)، جانورنامه و برطرف یک سوءتفاهم تاریخی، (صص. ۱۷۳-۲۱۹) مجله تاریخ علم، دوره ۱۲، شماره ۲. goo.gl/jM6EUj
عرفان خسروی، (۱۳۹۷)، بارقه هایی متأخر از نحوه فکری متقدم: دامن گیرترین کژفهمی ها نسبت به نظریه تکامل، (صص. ۳۳-۲۷)، رشد آموزش زیست شناسی، دوره ۳۱، شماره ۳. goo.gl/mZJwgQ
۴ – مثلا:
Duane T. Gish, (1995), Evolution: the Fossils Still Say No!, Institute for Creation Research.
E. Lutz, (1995), A review of claims about
Archaeopteryx in the light of the evidence, (pp. 18–21) Creation Res. Soc. Q., vol. 32.
۵ – عرفان خسروی، (۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷)، سنگواره ها و ژن ها، پیشرفت های دیرینه شناسی در سایه مطالعات مولکولی، (صص. ۹-۸)، شرق، شماره ۳۱۵۰. goo.gl/CrkY5
6- Phil Senter, (2010), Using creation science to
demonstrate evolution: application of a creationist method for visualizing gaps in the fossil record to a phylogenetic study of coelurosaurian dinosaurs,
(pp. 1732-1743), Journal of Evolutionary Biology, vol. 23, no. 8.
در مورد این مقاله و پیوستگی ریخت شناختی پرندگان و دایناسورها نگاه کنید به «آیا پرنده ها دیگر دایناسور نیستند؟»، ص. ۱۹۸ در عرفان خسروی (۱۳۸۹)، فرهنگ نامه دایناسورها، آشنایی نامه جامع دایناسورهای ایران
و جهان، نشر طلایی.
۷ – عرفان خسروی، (۱۳۹۲)، آیا پرندگان خزنده اند؟ نگاهی مقایسه ای به توسعه و تحول دانش رده بندی، (صص. ۱۶-۶)، رشد آموزش زیست شناسی، دوره ۲۹، شماره ۲. goo.gl/wJz494
۸ – ص. ۹۶ در سیدحسین نصر و مظفر اقبال، (۱۳۹۶)، اسلام، علم، مسلمانان و فناوری، ترجمه مهدی کفایی و حسین کرمی، نشر علمی فرهنگی.
۹ – فرایندی که Exaptation یا نوسازگاری نامیده می شود. راجع به مفهوم نوسازگاری و مثال هایی از قبیل تکامل تاژک یاخته ای، نگاه کنید به:
«ویژگی های پیچیده و تغییرات انباشتی» صص. ۱۳۸-۱۳۵ در ارسلا گودینو (۱۳۸۸)، مینوی طبیعت، ترجمه عرفان خسروی، سرای دانش.
Walter J. Bock, (1959), Preadaptation and Multiple
Evolutionary Pathways, (pp. 194-211) Evolution, vol. 13, no. 2.
Stephen J. Gould and Elizabeth S. Vrba, (1982),
Exaptation, a Missing Term in the Science of Form, (pp. 4-15), Paleobiology, vol. 8, no. 1.
۱۰ – نگاه کنید به «تکامل پر در دایناسورها» صص. ۵۱ و «تکامل پرواز در دایناسورها» ۱۸۴-۱۸۵ در عرفان خسروی (۱۳۸۹)، فرهنگ نامه دایناسورها، آشنایی نامه جامع دایناسورهای کشور عزیزمان ایران و جهان، نشر طلایی.

جدی ترین نقد حسین نصر در دین و نظم محیط زیست به نظریه تکامل، حول دو محور می گردد:۱ انکار غایت گرایی زیستی و تسری تصور مکانیکی به عالم حیات. هر دو اتهام البته از

روزنامه شرق

واژه های کلیدی: دندان | طبیعی | پرندگان | زیست شناسی | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz